سديد الدين محمد عوفى
459
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
كه دخل « 1 » چنان گيرى كه شايد ، و نتيجهء ديگر آنست « 2 » كه خرج چنان كنى كه بايد « 3 » . و جماعتى « 4 » كه آفريدگار سبحانه و تعالى مر « 5 » ايشان را نعمتى فاخر « 6 » و مالى « 7 » وافر كرامت فرموده است « 8 » ايشان مر آن اموال را به اسراف و تبذير بر باد دادند و به عاقبت جام مذلت چشيدند و از آن اسراف هيچ فايده نديدند ، و درين باب حكاياتى « 9 » چند ايراد خواهد افتاد تا برهان اين معنى و صدق آن دعوى « 10 » به حقيقت انجامد بتوفيق اللّه و مشيته « 11 » . حكايت ( 1 ) آوردهاند كه نديمى از ندماى امير المؤمنين « 12 » مأمون شبى در خدمت او سمرى « 13 » مىگفت و از نظم و نثر در پيش وى « 14 » درى مىسفت . پس « 15 » در اثناى آن « 16 » گفت كه « 17 » : در همسايگى من مردى بود ديندار « 18 » پرهيزگار ، و كوتاهدست يزدانپرست ، چون مدت حياتش « 19 » به آخر آمد و اجل بر امل او غالب شد « 20 » پسرى جوان داشت « 21 » و بىتجربه ، او را پيش خود خواند و از هر نوعى « 22 » او را وصيتها « 23 » كرد و در اثناى آن گفت : اى « 24 » جان پدر آفريدگار
--> ( 1 ) - بنياد : مدخل ( 2 ) - بنياد : چنانست ( 3 ) - مپ 2 و بنياد : شايد ( 4 ) - مپ 2 و بنياد + را ( 5 ) - مپ 2 : و ( 6 ) - مج - نعمتى فاخر ( 7 ) - مج : مال ( 8 ) - مج : فرمود + و ( 9 ) - مج و بنياد : حكايتى ( 10 ) - مج : فحوى ( 11 ) - متن و بنياد - بتوفيق اللّه و مشيته ، مپ 2 : والسلام ( 12 ) - مپ 2 و بنياد - امير المؤمنين ( 13 ) - متن و مپ 2 : سمر ، بنياد : حرفى ( 14 ) - متن و مپ 2 و بنياد : او ( 15 ) - مج - پس ( 16 ) - بنياد : حرف زدن ( 17 ) - مج - كه ( 18 ) - بنياد + و ( 19 ) - متن و مپ 2 و بنياد : حيات او ( 20 ) - مپ 2 - و اجل بر امل او غالب شد ( 21 ) - مج : داشت جوان ( 22 ) - مپ 2 و مج : نوع ( 23 ) - مج : وصيت ، متن و بنياد + مى ( 24 ) - مج - اى